خاطرات
پسر گلم مامانی خیلی دلش گرفته تو مرض شدی دل مامانی خونه بردمت و آلررژدکتر گفت نیست به شیر گاو آلرژی داره و خوب میشه ایشالله که خدا نگهدارات باشه
الان که دارم این نامه را برات می نو یسم مامان قراره 20 روزه دیگه بره سرکار و هر لحظه که نزدیک میشم به اونروز خیلی ناراحت میشم چون دوری پسرمو نمیتونم تحمل کنم حتی برای 1 دقیقه ولی چه کنم که مجبورم اگه همکار مامانی مرخصی نبود حتما 6 ماه دیگه مرخصی میگرفتم و پیشت می موندم ولی تو قرار که بری پیش مادر جون بمونی چون دلم نمیاد که بذارمت مهد عزیزم
مادر همیشه خسته تو آرزو
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


خاطرات
